louis vuitton handbags outlet louis vuitton outlet
www.Diarunadiar.com
امروز ۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۴ مهر

ناگفته ها

گفتگو

مقالات

گزارش

آمار سایت

ارسال به دوستان  نسخه چاپی
انتخاب خبر:
 مسعود بارزانی و مالیخولیای تجزیه عراق و آشوبگری
آیا همچنان منتقدان بارزانی در میان رسانه های داخل ایران، آثارشان به محاق سانسور می رود؟

 

عرفان قانعی فرد*مسعود بارزانی با گاردین مصاحبه ای کرده است. البته روزنامه گاردین هم در شنبه 23 ژانویه مقاله ای از "مارتین شولوف" تحت عنوان "رهبر کردهای عراق می گوید که باید مرزها را از نو ترسیم کرد" منتشر کرده. اما نکته خلاف واقع همان جمله آغازی است که باید پرسید کدام رهبر و رهبر کدام بخش کردها؟ اگر منظور اقلیم کردستان عراق است که وی با ترور و تحمیل 2 سال هم هست که با تمدید بر کرسی اش تکیه داده و از 8 ماه قبل هم نه مشروعیت قانونی و نه صلاحیت حقوقی دارد. بیشتر یک کودتاچی است تا رهبر. گرچه گاردین به زمان بیان چنین اظهارات بارزانی اشاره نکرده اما همیشه مشعشعات فکری وی در برابر رسانه ها آشکار بوده و عین عروسک های خیمه شب بازی دوست دارد که جلوی دوربین رسانه ها بسان "دُن کیشوت" خود را رهبر عالم و آدم بشناساند. شولوف در مقاله خود نوشته " مسعود بارزانی از رهبران جهان درخواست کرده تا به شکست توافق سایکس پیکو(سال 1916) که مرزهای فعلی خاورمیانه را ترسیم کرده، اذعان کنند؛ همچنین خواستار توافقی جدید شد که زمینه را برای تاسیس کشور کردستان فراهم کند". باید سوال کرد که جایگاه وی در سیستم روابط بین الملل جهان کجاست؟ جز اینکه وی بیشتر یک قاچاقچی نفت و تاراجگر اموال عراق است. آیا یک سارق یا دزد اموال عمومی، صلاحیت و مشروعیت اظهار نظر درباره چنین امری را دارد؟ و در عالم سیاست هم اگر کشوری یا رهبری به سخنان بارزانی وی گوش فرا دهد قطعا نشان از نوعی مراوده مالی و رشوه  است که از بارزانی دریافت کرده، زیرا جامعه جهانی هنوز از یاد نبرده که وی چگونه در کردستان ایران، با نیروهای(قیاده موقت) کردها را قتل و عام کرد و یا چگونه تا 2003 همراه و همکار بعث و صدام بود و کردهای عراق را به خاک و خون کشید و یا چگونه از ترکیه کمک گرفت تا پ ک ک را کشتار کند و در مقابل چشم جهان هم جلوی داعش راه افتاد و مردم عراق را به روز سیاه نشانید و بعثی ها هم الان کارمندان او هستند!

جامعه جهانی می داند که مسعود بارزانی یک جنایتکار جنگی است که تعادل روحی- روانی هم ندارد و فردی خود بزرگ بین و در عین حال هم ترسو و زبون است. جامعه جهانی می داند که او تنها یک جاسوس و مامور دوره دیده موساد بوده که بعد به آغوش اداره امنیت نزدیک ترین کشور همسایه رفت و سپس دستبوس بعث  و امروزه روز هم دستبوس میت ترکیه و پابوس استخبارات عربستان شده. نتیجه دیدارهای پی در پی او با کشورهای سعودی و امارات و اردن و ترکیه و نیز رهبران سنی و بعثی به پروژه ای مشترک انجامید که اختیار عراق، اقلیم کردستان و سوریه را در دست بگیرند و 5 بازیگر اصلی این پروژه شوم هم میت ترکیه(MİT)، رئاسة الاستخبارات العامة آل سعود  و پاراستن بارزانی(Parastin) و داعش و بقایای بعث(حزب البعث) است تا کمر به نابودی عراق ببندند. مسعود بارزانی هم در دیدارهایش با عربستان و ترکیه، ماموریت جدیدی را متعهد شد تا نقش لازم در عملیات ترکیه و آل سعود را در کرکوک، موصل، انبار، دیاله و... ایفا کند تا شریک تجاری بارزانی، یعنی ترکیه، اختیار این مناطق را در دست بگیرد.

 در ادامه همان فرمایشات بارزانی گفته " ‌جامعه جهانی پذیرفته که عراق و سوریه دیگر هرگز متحد نخواهند شد و به اثبات رسیده که همزیستی اجباری در منطقه اشتباه است و من فکر می‌کنم[رهبران جهانی] درون خودشان به این نتیجه رسیده‌اند که دوره "سایکس- پیکو" به پایان رسیده. چه بگویند چه نگویند، واقعیت آن است اما دیپلمات‌ها محافظه‌کار هستند.»  درست می گوید. اما بارزانی عامل اصلی آشوبگری و فتنه در منطقه است و یکی از مافیاهای ترور در خاورمیانه و قطعا دیپلمات های کشورهای منطقه محافظه کار هستند و نمی گویند که چه جرثومه فساد و ام الخبایثی است و حتی ناآگاهی بدانجا می رود که در فرودگاه امام خمینی تهران برایش پرچم جعلی کردستان را برافراشته می کنند و بی خبر از انکه در انتفاضه 1991 عراق که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دستش را گرفت و به عراقش برد اما سال 1389 در پی اعتراضات مردم کردستان، او انگشت اتهام به سپاه دراز کرد و آن ها را عامل بی ثباتی کردستان نامید و بعد به آغوش ترکیه رفت و تا امروزه  از هر خیانتی علیه ایران ابا و عتاب نداشته و ندارد و بعد از اسرائیل و عربستان و ترکیه و قطر، تنها مروج ایرانی هراسی در منطقه است. همه رسانه های تحت امر بارزانی هم مروج ایران هراسی هستند.

بارزانی در گاردین افزوده " استقلال که هسته مرکزی نیّات کرد‌ها برای دهه‌های متوالی بوده، اکنون از هر زمان دیگر قابل ‌دسترس‌تر است. قدر‌ت‌های منطقه‌ای و جهانی نیازمند این هستند که بسته تازه‌ای معرفی کنند تا از جوامع عراق و سوریه دفاع کند". اما خبرنگار فاقد آگاهی نپرسیده که کدام دهه ها؟ از سال 1961-1975 که ساواک و شاه ایران حرکت مسلحانه کردهای عراق را ساخته و پرداخته کردند و مصطفی بارزانی- شرور معروف ک گ ب و و قاتل سربازان ایرانی- که نوار ویدئویی اش هست و علنا می گوید "ما دنبال استقلال نبوده و نیستیم !" و خود مسعود بارزانی هم در سفر اخیرش به تهران گفت که کردستان جزیی از عراق است. بارزانی می خواهد که کردستان مستقل شود و بعد اعلام شاهنشاهی کند و خود را خلیفه کردستان بنامد و بطور موروثی میان خودش و خانواده دست به دست شود. طبعاً در رسانه ها هم برای فریب افکار عمومی، بر همان تبلیغ های " در جهت حقوق ملت کرد، برای مردم کرد، خواسته کردها و..."انگشت می گذارد.  طنز ماجرا اینکه در ادامه می گوید " من می دانم که این بار سنگینی است، اما یک مسئولیت مقدس است. "  اما وقتی بارزانی دستش به خون یکی از نزدیکان خود آلوده است زیرا می خواست که صاحب کرسی قبیله خودش شود، انگاه چه ترحم و شرافتی می تواند در برابر مردمانش داشته باشد. بارزانی می گوید که «در حال حاضر عراق منفک شده، ما مسئول آن نیستیم، بلکه بهترین اقدامات لازم را برای حفظ اتحاد را به کار گرفتیم.». "این حق ملی ماست و برای رسیدن به حقمان به اجازه کسی نیاز نداریم.». بارزانی به عنوان یک جنایتکار باسابقه، مسئول آوردن داعش به عراق است. و جز ایجاد آشوب و فتنه علیه حکومت مرکزی عراق کاری نکرده است و قطعا با چنین عامل فتنه و فسادی " مشخصا عراق و سوریه را دیگر نمی توان یکپارچه کرد".

شولوف می نویسد " نقشه سیاسی شمال عراق در 18 ماه گذشته پس از حمله داعش به موصل، دومین شهر بزرگ عراق، به طور ریشه ای تغییر کرد؛ نیروهای کرد اینک به طور کامل کرکوک و سنجار و ... که پیشتر تحت سلطه دولت مرکزی عراق بود را در اختیار گرفته اند".اما ننوشته که بارزانی مانند صدام حسین که به کویت حمله کرد، وی هم به کرکوک  حمله کرده و تمام ثروت و سامان مردم کرد را به تاراج برده.  بارزانی می گوید که استقلال کردها "اینک پیش از هرزمان دیگری نزدیکتر شده و دولت هایی که برای سال های مدید با این اقدام مخالف بودند، اینک به سودمندی آن دارند قانع می شوند، با توجه به آنکه حاکمیت کردها بر طبق مرزهای فعلی، مساله را روشن تر خواهد کرد".  اما نمی گوید که " در اقلیم کردستان عراق، آزادی وجود ندارد زیرا مسعود بارزانی دیکتاتور و روان پریش حکمرانی می کند و امروزه مردم رنجور اقلیم هم از گرسنگی و بدبختی و بدون حقوق و پول در حال مرگ تدریجی اند و یا می میرند و یا به باندهای قاچاق، آدمکشی، دزدی و فحشا پیوسته اند و هزاران کرد هم فراری و پناهنده شده اند و امروز هم ده ها نفردر راه فرار از اقلیم غرق شدند. آن هم از برکات ندانم کاری یک جامعه ناآگاه و احساسی است که نمی داند یک بختک نحس یا زالو بجان کردستان افتاده. جاسوس خانه و محل امن تروریست ها - تحت پرچم دولت کردی- چه سودی برای کشورهای همسایه منطقه دارد؟ چرا باید دولتی تشکیل شود که یک جانی متوهم و سارق رهبر آن باشد؟ کسی که برخواسته از یک قبیله وحشی است و آدمکشی و سرقت برایشان حکم تنفس را دارد آن وقت چه رابطه ای با مدرنیت و تعقل و حکمت دارند؟

در کشورهای منطقه هم برخی به نقش نچیروان بارزانی دلخوش کرده اند. کسی که عروسک دست میت ترکیه است و جز زبان مداحی و ریا در پشت درهای بسته سودی برای کسی نداشته و ندارد و جنگ زرگری او و مسرور بارزانی هم بجایی نمی رسد. نچیروان بارزانی انسان مفلوک و فلجی در عالم سیاست است و نمی خواهد نخست وزیری را ترک کند. او همان کسی است که سال1999 به احمد چلبی گفته بود " اگر کردستان برای ما سودی نداشته باشد زیر پوتین هایمان له می کنیم !"؛ کسی که با سرقت و تاراج، جزو ثروتمندان شده و در رسانه ها هم جز فریب و حیله، به هنر دیگری آراسته نیست.  اقلیم کردستان عراق هم توسط آمریکا و ایران تأسیس شده و هر دوکشور هم وعده استقلالی نداده اند. هرچند که فلج بودن نظام سیاسی در اقلیم کردستان عراق موجب یکه تازی بارزانی شده است، زیرا حزب های سیاسی اقلیم کردستان هم اراده سیاسی نابودی این خانواده هوچی را ندارند و هر کدام به نحوی گرفتار فسادی مالی با او هستند. البته هم‌پیمان های ملی و دولت مرکزی عراق هم بنا به ضعف حکومت مرکزی عراق، دست طایفه‌گرایان و اسلام‌گرایان سنی را برای سرقت و تاراج عراق باز گذاشته‌ و سکوت هم پیشه کرده و مثلا فواد معصوم هم درباره اعمال بارزانی سکوت محض دارد. البته طنز تاریخ هم آنجاست که قباد طالبانی- پسر جلال طالبانی و نوه ابراهیم احمد- به مداح او مبدل شده!... گرچه نقدهای مشفقانه شهناز ابراهیم احمد گاهی در میان حزب آشفته اتحادیه میهنی کردستان علیه نفوذی های بارزانی در این حزب شنیده می شود.

 از دیدگاه بارزانی و قبیله اش، کرد و کردستان تنها یک شرکت تجاری چند منظوره است. بارزانی، سالهاست که کردهای عراق را گرفتار بلا و محنت کرده. دیگر جامعه بین المللی چرا باید برای چنین مریض شیفته قدرتی، گوش فرا دهد؟  بارزانی با همین سطح عقل و شعور و سابقه نوکری و جنایت علیه بشریت در گاردین می گوید: "من فکر می کنم که[رهبران جهان] در درون خود به این نتیجه رسیده اند که ...گاهی اوقات آنها حتی نمی توانند با تحولات همگام باشند. حفظ وضع موجود فروپاشی و ویرانی بیشتر منطقه را به دنبال خواهد داشت." قطعا رهبران جهان هم باید از چنین شخصیت شاخصی و کمدی کلاسیک دولت بارزانی، حکومت داری بیاموزند! که نفت عراق را تاراج کند و پولش را در بانک شخصی بگذارد، هر 10 دقیقه یک بار بگوید استقلال و بعد هم گله مند باشد که چرا عراق حقوق کردستان را نمی دهد و چرا عراق او را به عنوان مرجع بزرگ نمی پذیرد و... طبعا هم همزیستی با چنین جنایتکاری، همانا ویرانی عراق و کردستان است و کسی هم نمی داند چرا این بیماری خودبزرگ بینی و توهم در خانواده آنها موروثی است و مصطفی بارزانی هم به خودش می گفت کرد و کردستان و امروزه هم بارزانی خود را زبان کردها می داند.

در طول 10 سال گذشته هم، تنها عامل روابط شکننده کنونی میان کردها با بغداد هم مسعود بارزانی و نچیروان بارزانی بوده اند. رهبران عراق و احزاب دیگر،  خصوصا از اشغال کرکوک، که اربیل جریان نفت آن شهر به درون خط لوله خود به سمت شمال و به سوی ترکیه را هدایت می کند، خشمگین هستند.   بارزانی می گوید "ما تمام تلاش خود را برای حفظ وحدت عراق و یک عراق دموکراتیک کرده ایم. ما در سال 1991 به عراق رفتیم و با آن جنایتکارانی که مسئول آن بمباران شیمیایی و عملیات انفال بودند مذاکره کردیم[منظور صدام حسین] ". اما اگر در عراق دمکراسی می بود قطعا چنین قذافی کوچکی در کردستان عراق وجود نمی داشت. اگر صدام انفال کرد پس چرا بارزانی در 31 اوت 1996 با همان تانک صدام آمد و 11000 کرد را قتل و عام کرد ؟؛  کدام جنایتکار در قرن 20 و 21 چنین کارنامه ای درخشان دارد!؟ چنین روان پریش و دشمن غدار انسانیت و بشریت ، در 1 جولای 2014 اعلام کرد که وی برای استقلال اقدام می کند. این اولین بار نبود و نیست.

 بارزانی به گاردین می گوید که " برخی از کشورهای همسایه به این نتیجه رسیده اند که منطقه کردستان مرکز ثبات در منطقه ای است که هرج و مرج ژئوپلتیکی بر آن احاطه یافته. همه مخالفت ها با ما بر اساس برخی برداشت های اشتباه بوده. منطقه کردستان منبع تهدید برای هیچ کدام از همسایگان نیست. تجربه ما در سراسر 15 سال گذشته ثابت می کند که ما عنصر ثبات هستیم. کشور های همسایه همیشه از پیامدهای داخلی ایجاد یک کشور مستقل کرد نگران بوده اند. ترکیه، سوریه و ایران اقلیت های بزرگ کرد خود را دارند. ترکیه، علی الخصوص، یک جنگ چهل ساله را علیه شبه نظامیان کرد انجام داده و معتقد است آنها به دنبال ایجاد یک منطقه خودمختار در جنوب شرق ترکیه هستند. با این حال، ترکیه روابط گرمی با رهبری حکومت اقلیم کردستان بنا نهاده ". جناب رهبر دن کیشوت کردها، اصلا نمی داند معنی ژئوپلتیک چیست؟ کدام مرکز ثبات؟ عامل آشوب و فتنه، خودش را عنصر ثبات می داند. ترور دانشمندان هسته ای ایران، و حملات گاه و بیگاه گروه های تروریستی مسلح کرد در مرز علیه ایران و... عامل ثبات است؟ بعد زبان به مداحی ترکیه گشوده و نمی گوید که در حمله داعش، اگر ایران نمی آمد تخت بخت اش سرنگون می شد.

جالب ترین نکته در این مصاحبه سفارشی گاردین در آنجاست که روزنامه نگار گاردین از وی نمی پرسد که آن همه سلاح که جهان برای مبارزه با تروریسم هزینه کرد و در اختیار شما گذاشت چرا احتکار شد و بعد امروزه هم در بازار سیاه سلاح منطقه بفروش می رسد؟ نمی پرسد که روابط نفتی شما و اسرائیل چیست؟ از حضور شرکت های اسما بازرگانی اسرائیلی در اربیل نمی پرسد و روابط مافیای نفتی بارزانی- داعش چیست؟ از دفتر کاری داعش در اربیل و روابط امنیتی میت - پاراستن- داعش و استخبارات سوالی نمی پرسد و... و یا گاردین نمی پرسد که فساد مالی شما را در کدام دادگاه باید جست؟ کودتای بارزانی علیه پارلمان کردستان عراق چه معنایی دارد ؟ و... .

آخرالامر باید به این نکته اشاره جست که این روزها در فضای امنیتی منطقه، توطئه‌ ای از سوی " ترکیه، عربستان، مسعود بارزانی " در عراق برای تجزیه این کشور و برانگیختن جنگ ویرانگر طایفه‌ای - داخلی و نیز منطقه‌ای شکل گرفته و شخص بارزانی هم به تحریک " اسرائیل - عربستان - ترکیه" چنین بزرگ تر از حدش سخن می راند.  مسعود بارزانی مدتهاست که به مداحی کشورهایی در خلیج‌فارس، پرداخته، برای تجزیه عراق و برانگیختن یک جنگ ویرانگر و تمام عیار طایفه ای، آتش افروزی داخلی و منطقه‌ای، ماموریت دارد. هدف توطئه های جدید در عراق همانا تجزیه و تکه تکه شدن عراق باشد و پیدایش نشانه های آن هم همین انتشار تفکرات مسموم بارزانی در رسانه های غربی است. البته گزارش سازمان عفو بین‌الملل هم نشان داد که نیروهای پیشمرگ و شبه‌نظامیان در شمال عراق در تهاجمی برنامه‌ریزی‌شده از طرف بارزانی، هزاران خانه عرب‌ها و روستاهای آن‌ها را تخریب کرده‌اند و متاسفانه فسادی مالی و منافع مالی، موجب سکوت ها و مصلحت اندیشی های ویرانگر شده. که شاید نتوانند بعدا روزنه‌ های طایفه گری و تجزیه طلبی را مسدود کنند.

گرچه در این روزها فرمانده سپاه پاسداران ایران، سردار محمدعلی جعفری، "سناریوی تجزیه عراق و سوریه"  را یک طرح صهیونیستی نامیده و تاکید کرده که "این سناریو را برهم خواهیم زد"  و به الگوی مقاومت و عزب و ایستادگی اشاره کرده که  کانون جوشش و بیداری اسلامی، ایران است" و انواع توطئه‌ها را از بین می برد، اما آیا ایران با مسعود بارزانی و مالیخولیای تجزیه عراق و آشوبگری او  مقابله خواهد کرد؟ آیا به بارزانی به عنوان نماینده اسرائیل از سال 1967 تا امروز، همچنان با مماشات رفتار می کند؟ آیا خیالش از بارزانی به عنوان عامل فتنه  آل سعود در عراق و تجزیه طلب جنایتکار جنگی بازهم آسوده است؟ آیا ایران حامی "بهار- کُردی" و نابودی تاج و تخت بارزانی توسط جنبش مردمی کُردهای عراق، خواهد بود؟ آیا همچنان منتقدان بارزانی در میان رسانه های داخل ایران، آثارشان به محاق سانسور می رود؟

* پژوهشگر تاریخ معاصر و نویسنده خاطرات جلال طالبانی

برگرفته از سایت انتخاب خبر

 

تاريخ: ۱۳۹۴/۱۱/۴ تعداد بازدید: 2368

نظر کاربران
دربست پیاوی اسرایله
نوشته شده توسط در تاریخ ۱۳۹۴/۱۱/۴
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:

جستجو
   

پربیننده ها